عبد الحسين بن محمد حسن طبيب تبريزى
54
مطرح الأنظار في تراجم أطباء الأعصار وفلاسفة الأمصار ( فارسى )
1 ابن جميع الطبيب الاسرائيلى هو الشيخ الموفق شمس الرياسه ابو العشاير هبة اللّه بن زين بن حسن بن افرائيم بن يعقوب بن اسماعيل بن جميع الطبيب الاسرائيلى مولد و منشأ او فسطاط مصر و در محضر شيخ موفق الدين ابى نصر عدنان بن نصر بن منصور المشهور بابن العين زربى كه ترجمهاش بيايد تلّمذ نموده و جميع اجزاى طبيّه را از علم و عمل نزد آن طبيب يكانه بياموخت و در حسن تفطن و ذكا و جودت قريحه بپايهء رسيد كه در يك نظر از حالات آتيهء بيمار خبر مىداد تا آنكه طبابت مخصوص ملك ناصر صلاح الدين يوسف بن ايّوب بوى مفوّض كشت و علوّ منزلت و سموّ مكانت و نفوذ امر و رفعت قدر وى در نزد آن امير عادل بدرجهء اشتهار رسيد گويند آن حكيم بيش از حدّ اهتمام بتصحيح الفاظ عربى و تنقيح عبارات نحوى بوده چنانچه در حين تدريس هميشه كتاب صحاح جوهرى در نزد او حاضر بود و در هر كلمهء كه در معنى آن شبهه مىكرد بدان كتاب رجوع مىنمود صاحب كتابنامهء دانشوران كويد روزى ابن جميع در بازار مصر در دكهء نشسته بود جنازهء ميّتى از جلو او عبور دادند و جمعى از بزركان مصر در تشييع آن جنازه حاضر بودند حكيم بر آن جنازه نظر افكند بحدس صائب دريافت كه محمول تابوت در حيات است ايشان را فرمود كه جنازه را به زمين گذاريد كه اين شخص نمرده است و اگر دفنش نمائيد زنده بگورش كردهايد جماعتى از قبول آن انكار و بعضى گفتند كه امتحان خالى از ضرر است پس حكيم جملگى را به خانه مراجعت داد و خود نيز همراهى كرد چون جنازه را به منزل رسانيدند كفنش بيرون كرده بحمامش برد آب گرم بر بدنش ريخته و امر بدلك فرمود و با عطوسات قوّيه بعطسهاش آورد ميّت در حركت آمد سپس كسان مريض را بحيات بشارت داد بعد از ان چند روزى معالجه نمود تا بكلّى صحت كامل حاصل آمد و اين قضيّه سبب اشتهار آن حكيم شد و از اطباى آن عصر از اين جميع سؤال كردند كه از كجا دانستى محمول را حياتى هست گفت كه چون جنازه را مىبردند ديدم كه دو پاى ميّت راست ايستاده تشخيص دادم كه هنوز روح حيوانى در مبدأ باقى است چه اگر بكلّى خارج شده بود قدمين بر يمين و يسار متمايل مىشدند صاحب طبقات الاطبا كويد روزى در محفل